آرش کوچولوآرش کوچولو، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 11 روز سن داره
دخملیدخملی، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

جوجه های مامان

شونزده ماهگی آلا

1397/1/5 14:08
نویسنده : مامان
212 بازدید
اشتراک گذاری
گل مامان سلام.روزها دارن تند تند میگذرن و شما ها بزرگتر میشین و با دنیای کودکانه فاصله میگیرین.البته شما آلا جونم فعلا فرصت داری.
دیشب مهمون داشتیم وقت نکردم بیام و پست شونزده ماهگیتو بذارم.یه روز با تاخیر اومدم.
امروزم باید میبردمت بهداشت برای قد و وزن.ماه پیش بردمت دیگه پستشو نذاشتم.وزن تغییری نکرده بود.همون ده و چهارصد بودی.قدت فکر کنم هشتادو شیش بود،دور سرتم چهل و هفت و نیم اگه اشتباه نکنم.چون وزنت تغییری نکرده بود قرار شد یک ماه بعد ببرمت.انشاالله فردا میبرمت.تا به ساعت جدید عادت کنیم کمی طول میکشه.
گل من داری دو تا دندون دیگه در میاری.
چند تا کلمه بلد شدی.
به اینجا میگی ایدا.
به بابا جون میگی با جون.
به احسان (بابا)میگی ایان.
به هدی (مامان)میگی ایدا.
به کفش میگی ابش.
به کمک میگی اووک.
به قاشق میگی اشگ.
به پی پی میگی بی بی.
به خاله میگه عاله.
تازگیا خیلی دوس داری تو خونه همش کفش پات باشه.
وقتی خوابت میاد دستمو میگیری و میبریم میگی لا لا.ولی خیلی سخت میخوابی.
تقریبا دو هفته پیش رفتیم ایلام خونه خالم یه هفته موندیم.یه لحظه حواسمون نبود رفتی رو پله ها افتادی پایین.هیچکی ندید از کدوم پله افتادی.همش پنج شیش تا پله بود،ولی پیشونیت حالت کبود و خونمرده شد و یه کوچولو گوشه دندون بالایی سمت چپت شکست.اینقد بیحال شدی و یا یه بیحالی گریه میکردی که بردمت اورژانس.دکتر گفت تا شیش ساعت چیزی نخوری و اگه از علائمی که گفت داشتی برت گردونم.بردمت خونه.همش گریه میکردی و خوابت میومد و شیر میخواستی.نمیشد چند ساعت هیچی بهت ندم.شیر خوردی و خوابیدی.خدا رو شکر طوری نشد و بخیر گذشت.
تازگیا خیلی بی اعصاب شدی.خیلی هم بهم میچسبی.نمیدونم چرا اصلا پیش بابات نمیری.حتی تو خیابون و مغازه حاضر نیستی یه لحظه بری بغلش.
اگه تو خیابون بذارمت زمین خودت راه بری،دیگه اصلا بغل نمیای.تو هیچ مغازه ای هم حاضر نیستی بری.فقط میخوای بری.به زورم سوار ماشینت میکنم،کلی گریه میکنی.
خیلی با بهزادت جوری.آخه خیلی باهات بازی میکنه.
با آرشم خوبین.بعضی وقتام دعوا میکنین.
متاسفانه اونطور که با آرش وقت میگذروندیم با شما وقت نمیگذرونیم.آخه خیلی با کار خونه درگیرم.هر دوتاتونم بهم میچسبین،نمیدونم به کدومتون برسم.اینه که وقت کم میارم.بابایی هم که شب برمیگرده،خستس و حوصله نداره.کلا وقت بازی براتون نداریم.
شونزده ماهگیت مبارک باشه گل مامان.بهترینارو برات میخوام.دوست دارم دختر نازم.
پسندها (2)

نظرات (0)